خیلی دوستش داشتم. هر وقت شعر میخوند یه حال عجیب غریبی میشدم.
خدا رحمتش کنه، حدود دو سه هفته پیش سالگرد وفاتش بود.
توی این روزها وقتی تو خیابون میرم و میام به یاد یکی از شعرهاش میافتم، خنده تلخی میکنم و با خودم میگم اگه الان زنده بود آیا به این شعرش بیتی اضافه میکرد یا قافیه شعرشو عوض میکرد.
شایدم با دیدن این وضع آرزوی مرگ میکرد.
از ذکر علی مدد گرفتیم آن چیز که میشود گرفتیم
در بوتـه آزمـایش عشـق از نمره بیست صد گرفتیـم
محکومبهحبسعشقگشتیم حکـم ازلـی ابـد گـرفتیـم
دیدیم که رایت علی سبز معجـون هـدایت علـی سبز
در چـنبـر آسمــان آبـی خورشید ولایت علـی سبـز
از باده حق سیاه مستیـم امـا ز حمـایت علـی سبــز
شیرین شکایت علی زرد فرهـاد حـکایت علـی سبـز
دستار شهادت علی سرخ لبخنـد رضـایت علـی سبـز
در نامـه مـا سیـاه رویـان امضـای عنـایت علـی سبـز
شاید اگر مرحوم حاج محمدرضا آقاسی هم بود به بیان دیگه میگفت:
سبز شده رنگ ریا …. مهدی بیا مهدی بیا
بعد از اینکه چیز به طرز اسفباری تو مناظره با دُکی کم آورد، برای ادامه کار اربابان زر و زور دستورالعمل جدیدی رو به برادر دیکته کردند.
در مناظره مضحک چیز و شیخ این دستورالعمل اجرایی شد، که البته این نسخه فقط برای اون مناظره نبود و بخشی از داستان در دومین فیلم تبلیغاتی چیزحسین مشاهده میشد.
این به اصطلاح نسخه چیز نبود جز تکرار کلمه دروغ و دروغگو و نسبت دادن این واژه به رئیس جمهورمون!
سعید حجاریان، یکی از تئوریسینهای اصلاح طلبان: به موسوی گفتم آنقدر بگو احمدینژاد دروغگو است که اگر گفت ماست سفید است دیگر مردم باور نکنند.
البته جناب دکتر احمدینژاد در نطقهای بعدیشون گفتند:
- دروغگو خائن است و خائن ترسو، که این دولت از چیزی نمیترسد.
- اگر دولت میخواست دروغ بگوید چرا شبانه روز میدود و کار میکند؟
پ.ن: جالب اینجاست که تیتر اول برخی از روزنامههای دیروز این بود:
بانک مرکزی: موسوی دروغ میگوید
کمی بعد از مناظره تاریخی دکتر احمدی نژاد و مهندس میرحسین موسوی میشد خیل عظیم طرفداران رو در خیابون ولیعصر دید.
چیز چیز گفتن عصبی میرحسین طبع شعر مردم رو بالا برده بود.
چیز چیز چیز چیز، حرف زدنم بلد نیست
یا این یکی…
حاج محمود احمدی، برجکشو خوب زدی
بگذریم، اون شب چند تا عکس گرفتم تا حالشو ببرید.
صحبتهای بینظیرشو در دانشگاه صنعتی اصفهان از یو تیوب دانلود کردیم و کلی ایول بهش گفتیم.
دلم لک زده بود که دوباره از نزدیک بشینم پای حرفاش. از قضا دوستان محت کردن و تو صندوق پست الکترونیکم پیام گذاشتن که یکشنبه بعد از ظهر قراره در جمع وبلاگ نوسهای حامی دکتر احمدینژاد سخنرانی کنه.
ساعت ۵ رسیدیم سالن سیدالشهدای هفت تیر، دقایقی بعد سالن تا خرخره پرشد.
با اون حرارت و انرژی که تو کلامش هست همه رو تحت تاثیر حرفاش قرار میده.
در خلال صحبتهاش سعی کردم کدهایی رو که میده به صورت پیام کوتاه برای دستان ارسال کنم تا اونایی که نتونستن بیان بیبهره نمونن.
- اونایی که میگن رئیس جمهور شدن مجدد دکتر احمدینژاد دیکتاتوری رو بر کشور حاکم میکنه!
دکتر حسن عباسی: مدیریتهای مادام العمر در ایران عین دیکتاتوری است و نمونههای اون مدیریت مترو و مدیریت دانشگاه آزاد است. (صدای دست زدن وبلاگ نویسها)
- اونایی که میگن دولت میرحسن با کفایت بود!
دکتر حسن عباسی: عاقبت مدیریت با کفایت میرحسین در زمان جنگ نوشیدن جام زهر توسط حضرت امام بود. (صدای تشویق حضار)
- تکرار تاریخ…
دکتر حسن عباسی:
سناریوی شماره یک (١)
فرمانده سپاه در زمان جنگ (سرلشکر محسن رضایی): نیرو و امکانات نداریم.
نخست وزیر وقت (مهندس میرحیسن موسوی) در پاسخ: نمیتوانیم کاری کنیم، بودجه و توان نداریم.
رئیس مجلس و جانشین فرمانده کل قوا (جحه الاسلام) در محضر امام: آنها نیرو امکانات ندارند، اینها هم بودجه و توان ندارند!
رهبر (امام خمینی): جام زهر را مینوشم…
تکرار تاریخ در سناریوی شماره دو (٢)
مجلس کروبی (مجلس ششم): آژانس اجازه فعالیتهای هستهای نمیدهد.
دولت خاتمی (دولت اصلاحات): تاسیسات هستهای را پلمپ میکنیم.
دولت مردان وقت در محضر رهبر: جام زهر را بنوش!!!
- شعار احمدینژاد در دولت نهم: ما میتوانیم.
دکتر حسن عباسی: مدیریت آقایان در دوران تصدی امور در بهبوهه جنگ تحمیلی با شعار ما نمیتوانیم بود. (صدای کف زدن)
- اونایی که میگن سازمان مدیریت منحل شد.
دکتر حسن عباسی: سازمان مدیریت تغییر ساختار داد و اگر این اشکال دارد چرا وزارت کشاورزی با جها ادغام شد و اصلا چرا در طول یک هفته ژاندارمری، شهربانی، کمیته و پلیس قضایی ادغام شد و صدای کسی در نیامد!؟
- آنهایی که میگویند کمکهای دولت به نیازمندان و قشر مستضعف، رشوه انتخاباتی است.
دکتر حسن عباسی: در دولت قبل توزیع لپ تاپ بین خبرنگاران رشوههای انتخاباتی تلقی نمیشود!؟ کدام رشوه بگیر تاثیرگذارتر است؟ (سوت- دست)
- آنهایی که میگویند دولت نهم …
دکتر حسن عباسی: دولت میرحسین، دولت نسل اولیها خواهد بود. مضاف بر این که وامدار گروههای زیادی است که سهمخواهی خواهند کرد. (صدای تشویق)
- میر حسین: مهمترین مسئله روز بحث فرهنگی است.
دکتر حسن عباسی: شما بفرمایید طی ۲۰ سال گذشته در شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان بزرگترین نهاد فرهنگی چه کردید؟ (صدای دست زدن حضار)
خلاصه صحبتهای این چنینی زیاد بود که شما به همینا بسنده کنید.
راستی ساعت ١٧ امروز هم حاج سعید قاسمی در همین سالن سیدالشهدای هفت تیر در حمایت از دکتر به پشت تریبون میره.
چون داریم به فصل امتحانات نزدیک میشم من هم با یک سوال شروع میکنم.
این جمله از چه کسی میتونه باشه؟ «این بار همه بیداریم!»
هر چند که جوابش تابلو هست و اصلا نیازی نیست که به مغز مبارکتون فشار بیارید، ولی خودم میگم که کسی گمراه نشه.
این جمله از زبان یک سیاستمدار (سیاست ندار) جاری شده! باور کنید.
۴ سال پیش در دور قبل انتخابات ریاست جمهوری یه بنده خدایی که ظاهرا زیادی خستگی بهش فشار آورده بود رفت که کمی بخوابه، ساعت نزدیکای دیروقت بود، رادیوی کوچیک ٢ موجش رو از تو جیبش درآورد و روشن کرد…
«بسم الله الرحمن الرحیم- با درود و صلوات بر خاتم پیامبران حضرت محمد (ص) و خاندان مطهرش و با سلام حضور شما شنوندگان محترم، من […] با اولین بخش از خبرهای شامگاهی امشت در خدمت شما هستم.- روز گذشته ملت غیور و همیشه در صحنه ایران اسلامی یک بار دیگر نمایی از انسجام و قدرت خود را با حضور در پای صندوقهای رای بر همگان آشکار ساختند.- بر اساس نخستین آمارهای منتشر شده از ستاد نظارت بر نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، شیخ اصلاحات با کسب بیش از ٩٨ درصد آرا شمارش شده با اختلافی نجومی از سایر کاندیداها پیشی گرفته است.- بخش بعدی خبر ساعت …»
خیالش کمی راحت شد، به پهلوی راست چرخید، دندونهای مصنوعیشو درآورد و توی لیوان آب نمک انداخت، بعد دست راستشو هم گذاشت زیر سرش. اول خواست گوسفند بشماره تا خوابش ببره، ولی کمی فکر کرد و یادش افتاد که مردم بهش میگن دهاتی! پس تصمیم گرفت به رادیو گوش کنه تا خوابش ببره.
رادیو سرود قشنگی میخوند و پلکهای شیخ سنگین شد.
«گنجشک لالا، سنجاب لالا، آمد دوباره مهتاب بالا
لالالالایی لالالالایی لالالالایی…
گلدون خوابید مثل همیشه، قورباغه ساکت، خوابیده بیشه
لالالالایی لالالالایی لالالالایی…
جنگل لالا - برکه لالا، شب بر همه خوش، تا صبح فردا
لالالالایی لالالالایی»
چند ساعت بعد…
خر و پوف شیخ کمتر شده بود و دیگر وقت بیدار شدنش بود.
کم کم پلکهایش باز شد، کمی به کمرش کش و قوس داد و ترق و تروق مهرههای پیر کمرش درآمد. سریع به روی پا نشست، چند مشت به قفسه سینهاش کوبید، حسابی خستگیاش در رفت.
آنتن رادیو را جمع کرد و آن را در جیبش گذاشت و دندانها را از آب نمک درآورد و کمی آنها را در دهانش بازی داد تا در جایشان محکم بنشینند و دهانش را بست و آب نمک دندانها را مکید.
خیلی شاد و پرانرژی شال و کلاه کرد سوار بر ماشین پروتون شد و رفت به طرف منزل رئیس جمهور وقت (سید خندان)
انگار قصه خیلی دراز شد، البته قصه جدیدی نیست، همه این داستان یک ساعت خوابیدن و آرا را به نفع دکتر عوض کردن را شنیدهاند.
اما این تو بمیری از اون تو بمیریها نیست. توی این دوره شیخ گفته: «اینبار همه بیداریم!»
البته باید اضافه کنم که توی بنر تبلیغاتی کروبی، نمایی از چند مجسمه هخامنشی در پشت سر شیخ دیده میشود و پایین عکسش یک گل لوتوس دیده میشه که اونم نمادی از هخامنشیان است.
ما که سنمون به قبل از انقلاب قد نمیده، اما تو بعضی از فیلمهایی که محمد رضا توش حرف زده شنیدیم که میگه: «کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم!»
خودمونیم این تبلیغ شیخ هم شده چوب دو سر طلا! هر جوری بخوایم در موردش قضاوت کنیم باز هم …
راستی اگه این بار هم رای نیاره چی!؟ این بار همه بیدارن…

























دیدگاههای تازه